تبليغاتX
ندای دوست!


ندای دوست!

به نام دستان کمک بخش

لحظه دیدار نزدیک است

             باز من دیولنه ام, مستم.

باز می لرزددلم,دستم

باز گویی در جهان دیگری هستم .

های!نخراشی به غفلت گونه ام را,  تیغ

های! نپریشی صفای زلفم را , دست!

             و آبرویم را نریزی دل!

لحظه دیدار نزدیک است...

مهدی اخوان ثالث.


حسین علیه السلام نوری است که که هرگز خاموش نمی شود.

فرا رسیدن ماه محرم را به شما و تمامی شیعیان تسلیت می گم.

نوشته شده در جمعه 27 آذر1388ساعت 13:47 توسط یاران| |

عیدتان مبارک .

ایامکم سعیده و

کل عام وانتم بخیر.

نوشته شده در شنبه 7 آذر1388ساعت 21:29 توسط یاران| |

شب یا تاریکی و یا تنهایی..

اینها دارایی من اند

در دل تاریک شب

در آرامش تنهایی شب..

با چشمان کم سو..

به برگ ریزان پاییز می نگرم...

با یک چشم به مهتاب

و با دیگری وسعت خلقت را تماشا گرم.

مهتاب ؟!

آری مهتاب

مهتابی که چشمانم به او خو کرده است...

در سردی این دل شب

چشمانم به دنبالش است

از پشت ابر ها نظاره گرش هستم...

پنجره چشمانم به روی او باز می شود

در این سکوت زیبا..

در اندیشه طلوعی بسر برم...

طلوعی از قبیله ی  خورشید!!!

این طلوع وارث دارایی من است..

نوشته شده در جمعه 22 آبان1388ساعت 18:40 توسط یاران| |

شب کنار ساحلی تنها نشستم

سفره دل را کنار آب دریا باز کردم

آرمیدم ایستادم

روی شن ها راه رفتم

در خیالم با تو بودم

شعر هایم را برای ماه خواندم

با ستاره گفت گو کردم

باد با ما بود

ابر تنها بود

لیک اورا بر زمین خواندم

قطره قطره بر زمین آمد

جشن پیوند قطره و شبنم

جیرجیرک ها سرود عشق سر دادند

خوب خندیدیم...

برگی از دفتر خاطرات..

نوشته شده در پنجشنبه 23 مهر1388ساعت 17:48 توسط یاران| |


Design By : Night Skin